تبلیغات
http://gplayfc.com/?ref=8Zm8YYsVb به وبلاگ خودتون خوش آمدید!
 
به وبلاگ خودتون خوش آمدید!
********* SAEED NOORI ***********
درباره وبلاگ


سلام . به وبلاگ خودتان خوش آمدید، مطالب این وبلاگ به طور عمومی از منابع مختلف گرد آوری شده اند و چون در دنیای شبکه، مطالب به سرعت پخش میشوند معمولا نمیتوان منبع واقعی یک مطلب را پیدا کرد ، اما من سعی کرده ام که اگر از مطلبی با منبع مشخص استفاده میکنم ، به لوگوی آن دست نزنم. یا نام آن را ذکر کنم. بنابراین پیشاپیش از تمام صاحب آثاری که مطلب آنها ، بدون ذکر نام در وبلاگ درج شده است عذرخواهی میکنم. این وبلاگ به مرورتکمیل تر و گسترده تر خواهد شد. در پایان از شما کاربر محترم میخواهم که با ارایه نظراتتان در هرچه بهتر شدن محتوای وبلاگ من را یاری کنید. متشکرم . سعید ( مهر 88)

مدیر وبلاگ : SAEED NOORY (مدیر سایت)
نظرسنجی
نظرتان را بگویید




برچسبها
جمعه 28 آذر 1393

رستم پی تو به راه رفته/ خان‌ها همه اشتباه رفته
بیژن! عقبت به چاه رفته/ با تو گاگارین به ماه رفته
رویای تو در دل پریشم /محبوب دلم دویست و شیشم

 

آکنده ز منطق ارسطو/ تودوزی تو پر پرستو
ای ظاهر تو چراغ جادو/ چون که دمِ در بده، بیا تو
امروز که بنده در آفیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای رفته به قله‌ی دماوند!/ ای بر تو نگاه کوه الوند!
ای داده ژکوند بر تو لبخند!/ من می‌خرمت فقط بگو چند؟
ای وای که با تو من چی می‌شم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای ناز چراغ و پاک شیشه!/ از دوری تو دلم پریشه
بهتر ز تو در جهان نمی‌شه/ ای عمر گارانتییت همیشه!
یک عمر تو بسته‌ای به ریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای کشته‌ی تو خود اوناسیس!/ از هجر تو دیده‌ها همه خیس
گر قافیه شد غلط بگو «هیس»/ چون نمره‌ی تو دهد دلم بیس
من تا به ابد تو را سریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای جان پسر! شنو تو این را/ این در فن خودرو آخرین را
تیک آف مزن تو این چنین را/ ویراژ مده تو نازنین را
از کار تو سخت دل پریشم/ محبوب دلم دویست وشیشم

 

قربان قد و قر و غمیشت/ جانم به فدای قوم و خویشت
مُردم ز نگاه پر ز نیشت/ هر روز من آمدم به پیشت
امروز خودت بیا به پیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم

 

تا آخر عمر یار من باش/ هر روز فقط کنار من باش
براقی روی تار من باش/ خواهی تو بیا سوار من باش
با دست خودت بزن پولیشم / محبوب دلم دویست و شیشم

 

ای شاخه نبات شعر حافظ!/ سربی و بژ و سیاه و قرمز!
در قلب تمام خلق نافذ! / در آخر کار در پرانتز!
با تو؛ نه به فکر جان خویشم(محبوب دلم دویست و شیشم)

 



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : شعر طنز 206،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم ؟…………نه
مامان، اجازه هست موهامو زیتونی کنم ؟…………نه
مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم ؟…………نه
مامان، اجازه هست مثل باربی آرایش کنم ؟…………نه
مامااااان یعنی چی که همش میگی نه…. من ۱۸ سالم شده ها
.
.
.
.
.
.
.
مامان: اَاّه جمشید، خفه میشی؟یا خفت کنم



ارسطو را گفتند: "ادب از که آموختی؟"
.
.
.
.
.
.
.
ارسطو قدری نگریست و گفت:
نه! وجدانا کجای قیافه ی من به لقمان می خوره؟!

نگاه کردن به دختر نامحرم اصلا جایز نیست
مگر اینکه
.
.
.
.لامصب خیلی خوشگل باشه!!



تفاوت روزای هفته تو بهشت و جهنم :
بهشت : شنبه - شب جمعه - دوشنبه - شب جمعه - چهارشنبه - شب جمعه - بازم شب جمعه
جهنم : عصر جمعه - 22 بهمن - عصر جمعه - 14 فروردین - عصر جمعه - 1 مهر - بازم عصر جمعه


دوست دختر نداشتیم تولدشو یادمون بره بهش بربخوره قهر کنه بزاره بره از دستش راحت شیم


میدونی اولین عوارض جانبی بعد یک شکست عشقی چیه ؟!
در آوردن گوشی از حالت Silent


طرف میره کولر بخره، یارو میگه: کولر آبی میخوای؟
میگه: فرقی نمیکنه، قرمز بده

نسلی هستیم که پشت نیسان و خاور خوندیم عاقبت فرار از مدرسه
اما پشت هیچ لکسوز و بی ام دبلیویی ننوشته بود عاقبت چی!!!


تروخدا دیگه تکنولوژی بیشتر از این پیشرفت نکنه!
ما نمی‌تونیم بخریم هی الکی حسرت می‌خوریم


تعمیرات مدل ایرانی‌:
۱-درشو باز کردن و فوت کردن.
۲-زدن(مثل تو سر تلوزیون زدن).
۳-کامل باز کردن و دوباره بستن.
۴-محکم تکون دادن !


یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن: همراه داری؟ میگه: آره، خاموشش كردم


میدونی رمز موفقیت چیه ؟بهت میگم ولی قول بده پیش خودت بمونه .رمز اینه : . . . 563280474156617991250


نصفه شب دارم درس میخونم مامانم برام میوه اورده بعدش میگه زبونتو در آر! منم در اوردم،میگه سلام ركس بعدم میخنده میره بیرون!


زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
میگه: چون کندی سرعت دارین!
گفتم: یه خانواده از نگرانی در اوردی ! پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!

گرگه با هزار زحمت آی دی شنگول و منگول رو پیدا میکنه باهاشون قرار میزاره ، وقتی میره سر قرار میبینه چوپان دروغگو با مردم ده منتظرن



به غضنفر میگن بن بستو تعریف کن
میگه:
میری
میری
میری
میری
دیگه نمیری


ترجیح میدهم با كفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فكركنم
تا این كه در مسجد بشینم و به كفشهایم فكر كنم



متأسفانه یا خوشبختانه، نگاه کردن به پر شدن دانلود از نگاه کردن به منظره‌ی دشت‌های پیچیده در باد لذیذتر است



یه وقتایــــی بود وقتـــــی خودت رو میزدی به کوچه علی چپ تنها بودی...الان که میری میبینـــــی همه جمعن..



هشت صبح راه میافتم 8:30 میرسم
هفت و نیم راه میافتم 8:30 میرسم
هفت راه میافتم 8:30 میرسم
شش راه میافتم 8:30 میرسم
نصفه شب راه میافتم 8:30 میرسم
از معجزات تهران اینه هر ساعتی راه بیوفتی بیای سر کار هشت و نیم میرسی

ترجیح میدم مجرد باشم و به همسر فکر کنم
تا این که همسر داشته باشم و به مجردی فک کنم


دوست دخترم بهم اس.ام.اس داده:

همه چیز بین ما تموم شده، میخوام ترکت کنم!

دو دقیقه بعد دوباره اس.ام.اس زده:

ببخشید عزیزم! شماره رو اشتباه زدم!

یعنی هنوزم هنگم


آخ آخ باز هوا داره گرم میشه

باز اینایی که با صندل جوراب می پوشن تو خیابون دلبری میکنن لامصبا

وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟
هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده


هیچ چیز را چشم بسته قبول نکنید !
حتی سخنان بزرگان را...
بزرگمهر میگفت: سحرخیز باش تا کامروا شوی...
دروغ میگفت...
باور نکنید
دورو بر ما سحرخیزها
یا کله پز شدند یا نانوا.



آیا میدانید ٪۹۰ افرادی که از طرح قرمز ایرانسل استفاده می کنند
.
.
.
.
از بی خوابی رنج میبرند؟!


سه نفرتو قلب من جا دارن :
۱-خدا
۲-مادرم
۳-پدرم
آخى تونیستى!!



از غضنفر میپرسن شیشه چطوری درست میشه؟ میگه: واجبی میزارن روی پشم شیشه، پشماش میریزه شیشه میمونه!!!!



اگه گفتی آمبولانس چه جوری می گوزه ........
بی بو بی بو بی بو


یارو میره شهر غضنفر اینا از نفر اولی که می بینه میپرسه: من اینجا غریبم کجا باید آمپول بزنم؟
غضنفر شلوارشو میکشه پایین میگه اینجا


به سیاه پوسته می گن شامپو بدنت چیه ؟
می گه مشکین تاژ


غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماكسیمای نو .با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4راه بعدی دوباره میزنه به همون ماكسیما .سرشو از ماشین بیرون میاره میگه : حاجی برو منم

غضنفر میخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟
بچش میگه: 16 سال !
غضنفر میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه


از طرف می پرسن با چه ارزی ازمملكت خارج شدی؟ گفت: باعرض معذرت


اولی: ببخشید با حرف هایم سرشما را درد آوردم.
دومی: نه اختیار دارید. من حواسم جای دیگر است.


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیا میخواهید همیشه و همه جا بدرخشید؟
به خودتان مقداری اکلیل بزنید..
من امتحان کردم خوب جواب داد


ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺷﻮﻥ ﺟﺎﻣﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﭙﻮﺷﻮﻧﻦ
ﻣﻦ ﺣﺘﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﯾﻪ جوراب ﭘﺎﺵ ﮐﻨﻢ !
همینجور داره بدون کفش میچرخه


واسه کسی بمیر که واست
تب
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لت بخره.
ها چیه ؟؟؟؟
خوب تب کنه که چی بشه ؟؟؟؟
واست آب و نون میشه؟؟؟
تو قرن اتم هستیم ، یه کم واقع بین باش....




هـــر کــــس بـــــه طــریــقـــی دلـــ مــا مــیــشــکــنـد
.
ولی تو خیلی با دقت این کارو کردی...

آفرین...آفرین




پشت هر “فداى سرت”یه “خاک بر سرت” به صورت مستتر و بالقوه وجود داره







نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : پشت هر “فداى سرت”یه “خاک بر سرت” به صورت مستتر و بالقوه وجود داره،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آقا ما هرجا واسه كار رفتیم یه نگا بهمون انداختن گفتن تست اعتیادم داری؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
حالا واسه معافیت سربازی که رفتیم دکتره گفت جوون به این پهلوونی حیف نیست نره سربازی...!؟!؟!!

نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : تست اعتیادم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه… همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود… تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!… بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت… پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود… پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!

نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : زن پیتر، ر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت… پیتر پرسید: کی بو،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود!
 به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند!
 این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود
و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل

جولیای عزیزم سلام

بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.






نامه را خواندید؟
اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. ! “یک خط در میان
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید


نوع مطلب : ماجراهای جذاب و جالب، متفرقه، 
برچسب ها : داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل … جولیای عزیزم سلام … بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم “روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن، در رم مرا خواهد کشت پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍ موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند. آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم. نامه را خواندید؟ اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. ! “یک خط در میان” حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.

یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟

پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !

..................



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم. یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !، پ نه پس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

1.  ظاهر شدن پیغام <---- No Dial tone   Error : 680  بعد از شماره گیری .

*  سیم تلفن را به سوکت Line  پشت مودم متصل نمایید و از داشتن بوق آزاد بر روی آن اطمینان حاصل کنید.

برای این منظور می توان یک دستگاه تلفن را به سوکت  phoneپشت مودم متصل کرد و از وجود بوق آزاد اطمینان حاصل کرد .

  

2.  مواجه شدن با پیغام خطای Error : 676 با مضمون The line is Busy و  Error 629 و 678    Errorبه صورت مداوم .

* ابتدا در قسمت  Dial-up Networking روی Connection  خود کلید سمت راست mouse را فشار دهید و روی بخش Properties آن کلیک کنید . در قسمت General برای  تماس با تهران باید گزینه Use area code and dialing properties غیر فعال باشد .

- در مسیر مقابل پیش بروید:

 My Computer → Control Panel → Modems → Dialing Properties  سپس مقابل Dial using گزینه Pulse Dial  را انتخاب کنید و کلید ok  را بزنید.

- با دستگاه تلفن خود شماره های روتاری شرکت را به صورت دستی بگیرید و اطمینان حاصل کنید که بوق اشغال از جانب مودم های شرکت نیست .

 

3.  پس از شماره گیری ارتباط قطع و خطای Error 691 و یا Error 635 ظاهر می شود .

* بررسی کنید که شناسه کاربری و رمز عبور شما درست وارد شده باشد . ( روشن بودن کلید    Caps Lock و حتی تایپ یک فاصله خالی ممکن است باعث بروز این مشکل شود. )

- ممکن است شخص دیگری با استفاده از شناسه کاربری شما وارد شبکه شده باشد.

- ممکن است اعتبار کارت شما به پایان رسیده باشد.

  

4. پس از شماره گیری و برقراری اتصال ، مرتباً شناسه کاربری و رمز عبور پرسیده می شود ولی مورد قبول واقع نمی شود و پس از فشردن کلید Cancel  و قطع ارتباط پیغام Error: 635 با مضمون Unabled to Complete the connection  ظاهر می شود .

* شناسه کاربری و رمز عبور خود را به درستی وارد کنید و اطمینان حاصل کنید که Space یا کلید نادرست دیگری تایپ نشده باشد .

- امکان دارد اعتبار شما کاملاً مصرف شده باشد برای حصول اطمینان با شرکت تماس حاصل نمایید.

  

5. مواجه شدن با پیغام های خطا از قبیل شماره های   630 , 633 , 650 , 745 

* کامپیوتر خود را یکبار  Restart کنید شاید اشکال بر طرف شود .

-
برای دیدن باقی لیست و علت خطاهای مودم به ادامه مطلب بروید ....

نوع مطلب : آموزش کامپیوتر، 
برچسب ها : رای دیدن لیست و علت خطاهای مودم، 8. صدای مودم شنیده نمی شود و یا صدای آن خیلی بلند است. * در مسیر زیر حرکت نمایید : My Computer → Control Panel → Modem → Properties بر روی درجه صدای بلند گوی مودم کلیک کنید و آن را بسته به میل خود تنظیم کنید. 9. پس از اتصال به اینترنت و باز شدن برنامه Internet Explorer هیچ چیزی بر روی صفحه ظاهر نمی شود.،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()
Service codes BenQ:
software version: *#300#
test mode: *#302*20040615#
Service codes Pantech:
software version: *01763*79837#
service menu: *01763*476#
reset defaults (phone/user code reset to default): *01763*737381#
Service codes 3xx, 5xx:
software version: *#79#
software version: *#837#
Service codes VK200, VK2000, VK2010, VK2020, VK4000:



نوع مطلب : اطلاعات موبایل، 
برچسب ها : کد های مخفی گوشی های مدل چینی به صورت کامل Service codes BenQ: software version: *#300# test mode: *#302*20040615# Service codes Pantech: software version: *01763*79837# service menu: *01763*476# reset defaults (phone/user code reset to default): *01763*737381# Service codes 3xx،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم، مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟ میگم: پــ نه پـــ همین جا میخورمش.

- رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه...



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم، مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟ میگم: پــ نه پـــ همین جا میخورمش. - رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()




با سلام .


طبیعت سرشار از بخشندگی و زیبایی است !

پر از شور و شکفتن و هیجان!

چنین باد زندگی شما هم !



سال نو مبارک !



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
مردی در خواب با خدا مکالمه‌ای داشت: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی است؟..........

نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : جهنم و بهشت مردی در خواب با خدا مکالمه‌ای داشت: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی است؟ “، به نظر قحطی زده می آمدند، اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، خداوند گفت: “تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است”، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند، خدا پاسخ داد: “ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می‌کنند.،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()


نوع مطلب : اطلاعات موبایل، 
برچسب ها : تماس اضطراری در شرایط اضطراری به وسیله موبایل، تماس اضطراری در شرایط اضطراری به وسیله موبایل فرض کنید در شرایطی قرار گرفته‌اید که جان کسی در خطر است، یک شماره بین‌المللی جهت استفاده از تلفن همراه در مواقع اضطراری است. پس از تماس با این شماره به اپراتور مربوطه وصل شده و می‌توانید وضعیت اضطراری خود را تشریح کرده و تقاضای کمک کنید. همان‌طور که گفته شد برای تماس با این شماره، به هیچ عنوان بدون دلیل و جهت آزمایش این شماره با 112 تماس نگیرید. چرا که بلافاصله به اپراتور مربوطه وصل شده و با او صحبت می‌کنید. در نتیجه جهت تست و آزمایش، به یک سامانه گویا وصل می‌شوید که از شما درخواست می‌کند مرکز مورد نیاز خود را وارد کنید تا به آن وصل شوید. همچنین دقت کنید در مواقع غیراضطراری که تماس به طور مستقیم با مراکزی نظیر 110، 125 و 115 امکان پذیر است، از 112 استفاده نکنید. تماس با 112 از طریق تلفن ثابت نیز در موارد اورژانسی قابل انجام است.،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات ()



نوع مطلب :
برچسب ها : برقراری تماس مستقیم با یک شماره دایورت شده،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
فرض کنید شماره تلفن یک فرد را در اختیار دارید و دوست دارید بدانید گوشی وی ساخت کدام کارخانه است و مدل دقیق گوشی او چیست

نوع مطلب : اطلاعات موبایل، 
برچسب ها : پیدا کردن مدل گوشی افراد از روی شماره تلفن همراه فرض کنید شماره تلفن یک فرد را در اختیار دارید و دوست دارید بدانید گوشی وی ساخت کدام کارخانه است و مدل دقیق گوشی او چیست. شاید در نگاه اول چنین چیزی ممکن نباشد، اره تلفن همراه را با پیش‌شماره و به همراه کد 98 و بدون صفر وارد کرده و روی دکمه «مرحله بعد» کلیک کنید (به عنوان مثال 989120000000).،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
تعداد زیادی از کارشناسان مشهور اظهار می‌کنند که احتمالا مکانهای اسرارآمیز در سرتاسر جهان که به کمک تکنولوژی و دانش پیشرفته ایجاد شدند (شاید پیشرفته‌تر از زمان ما) تحت نفوذ و سیطره تمدنهای گمشده بودند.....

نوع مطلب : ماجراهای جذاب و جالب، علمی، 
برچسب ها : تعداد زیادی از کارشناسان مشهور اظهار می‌کنند که احتمالا مکانهای اسرارآمیز در سرتاسر جهان که به کمک تکنولوژی و دانش پیشرفته ایجاد شدند (شاید پیشرفته‌تر از زمان ما) تحت نفوذ و سیطره تمدنهای گمشده بودند،
لینک های مرتبط :
نظرات ()







نوع مطلب :
برچسب ها : سال 1390 مبارک!،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : ماجراهای جذاب و جالب، 
برچسب ها : ماجرای شهری که ارواح در آن رفت و آمد دارند یکی از معروف‌ترین شهر‌هایی که گفته می‌شود ارواح و اشباح در آن رفت و آمد دارند شهر قدیمی و متروک تامب استون است که در غرب آمریکا و در ایالت آریزونا قرار دارد. بدون اینکه کسی بخواهد داستان شهر را تعریف کند، به طور اتفاقی با گلوله یک پسر کابوی به نام کارلی بیل بروسیس کشته شد. مدتی بود که کلانتر به کارلی بیل که عضو یک گروه خلافکار در این شهر بود مشکوک شده بود و حتی یکی از اعضای گروه را به خاطر خلاف‌های متعدد دستگیر کرده بود سرگرمی این گروه گذاشتن هدف و شلیک به آنها بود و حتی به عبور عابران نیز هیچ توجهی نداشتند. آن روز صبح نیز آنها مشغول شلیک به قوطی‌های نوشابه بودند که کلانتر نیز هدف یکی از این گلوله‌ها قرار گرفت و کشته شد. از آن روز به بعد بود که افراد این گروه روز خوش ندیدند و یکی پس از دیگری با شلیک یک مرد ناشناس که کتی بلند و سیاه بر تن داشت کشته می‌شدند. نکته بسیار عجیب در مورد کشته شدن این افراد کشته شدن آنها درست مانند کلانتر بود و اینکه ادعا می‌شد به جز آنها هیچ کس نه مرد سیاهپوش را می‌دید و نه او را می‌شناخت. اما این تنها رخداد عجیب تامب استون نبود؛ بعد از این ماجرا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : فقر یعنی چه؟،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تور
Check Google Page Rank Seo Monitor Google Pagerank Checker